دیکشنری تخصصی روانشناسی (فارسی به انگلیسی)

لغت نامه تخصصی روان شناسی، جامع ترین دیکشنری آنلاین در حوزه تخصصی روانشناسی است. در این دیکشنری کلماتی که در زمینه های تخصصی روانشناسی شامل: اختلالات رفتاری، روان شناسی بالینی، روانشناسی عمومی و مشاوره هستند، گردآوری شده و سعی شده است مناسب ترین جایگزین برای آن ها استفاده شود.

مشاهده کلمات دیکشنری تخصصی روانشناسی

پرخاشگری| فراموشی| بی اشتهایی| اضطراب| اضطراب اضطراب یک احساس منتشر| بسیار ناخوشایند| و اغلب مبهم دل واپسی است که با یک یا چند تا از احساس های جسمی همراه می گردد مثل احساس خالی شدن سر دل| تنگی قفسه سینه| طپش قلب| تعریق| سردرد| یا میل جبری ناگهانی برای دفع ادرار| بیقرار و میل برای حرکت نیز از علایم شایع است| توجه| به توانایی حاضر الذهن بودن شخص نسبت به محرکی خاص| بدون تحت تاثیر واقع شدن توسط تحریکات جانبی و محیطی اطلاق می شود| رفتار اصطلاح کلی و پوششی برای اعمال| فعالیت ها| بازتاب ها| حرکات| فرآیندها| و بطور خلاصه هر واکنش قابل سنجش ارگانیسم| رفتار درمانی روشی که بر اصول فرضیه یادگیری متکی است و از شرطی سازی عامل استفاده می کند رفتار درمانی به مسایل خاص معطوف است و در مواردی که مسایل به وضوح مشخص شده و اهداف درمانی روشن است نتایج بهتری دارد| تمرین رفتاری تکنیک درمان رفتاری که از طریق آن درمانجو در شرایط درمانی رفتار تازه یا عمل سختی از تمرین و اجرا می کند درمانگر غالبا مدل رفتار می شود و درمانجو را در چگونگی انجام مناسب آن راهنمایی می کند| انسداد| درمانجو| موکل| مشتری| خریدار خدمات یا متاع در زمینه های غیر طبی به جای اصطلاح بیمار به دریافت کننده خدمات بهداشت روانی اطلاق می شود| شناخت شناخت به فرآیند کسب| سازماندهی| و استفاده از معلومات ذهنی اطلاق می شود فرضیه های شناختی یادگیری روی نقش فهمیدن تکیه می کنند اعمال روانی توسط شخص صورت گرفته| و اجزای معلومات در حافظه ذخیره می شود تا بعدها مجددا به ذهن فراخوانده شود شناخت| درک روابط بین علت و معلول| عمل و نتایج عمل را در برمی گیرد| هذیان| هذیان کنترل| هذیان بزرگ منشی| هذیان بی وفایی| هذیان انتساب| هذیان گزند و آسیب| هذیان فقر| خود| منف ایگو فروید در سال 1923 مدل ساختاری دستگاه روانی را با اید و ایگو معرفی نمودو از نقطه نشر ساختاری| دستگاه روانی به سه حوزه تقسیم می شود| بسط| تفصیل| پرداخت ماهرانه در شناخت| هر فرآیندی که بوسیله ی آن خاطره ای بخصوص برای یک محرک تعبیر می شود| گسترش می یابد| و با سایر محرک ها ارتباط داده می شود| هیجان از نظر تاریخی این اصطلاح تعریف نا پذیری سماجت آمیز خود را حفظ کرده است| در واقع هیچ اصطلاحی در روان پزشکی و روان شناسی نیست که وسعت کاربرد و تعریف ناپذیری آن این چنین هماهنگ باشد| مخفف educational quotient به معنی بهرآموزشی نسبت به سن زمانی ضربدر 100| ترس| علامت اختصاری برای General factor در نظریه هال قسمت کسری واکنش هدف خرده پاسخ انتظار هدف fractional antedional goal response| سلولهای عقدهای سلولهایی در شبکه که آکسون هایی آن ها در پاپی عصب ناصره را بوجود می آورند| نظریه کنترل دروازه نظریه وال در مورد درد که اساسآ بر این فرض متکی است که در نتیجه شلیک الیاف عصبی حسی بزرگ پیام های درد در الیاف کوچک ممکن است در سطح نخاع وقفه یافته و به مغز نرسد| هویت جنسی این اصطلاح به احساس مردانگی یا زنانگی هر فرد از خود اطلاق می شود تا سن 2 تا 3 سالگی| تقریبآ هر بچه ای می تواند با قاطعیت بگو ید من یک پسرم یا من یک دخترم حتی در صورت رشد طبیعی نیرنگی و مادینگی باز هم هر کسی تکلیف انطباقی پیدا کردن احساس مردانگی یا زنانگی را دارد| نقش جنسی رفتار نقش جنسی مربوط به و تا حدودی مشتق از هویت جنسی این مفهوم را جان مانی با این کلمات توصیف کرد هر آنچه یک فرد برای شناساندن خود به عنوان یک پسر یا یک مرد| و یا یک دختر یا یک زن می گوید یا می کند نقش جنسی هنگام تولد بر قرار نمی گردد| بلکه به تدریج از طریق دستورات و تلقینات آشکار| و از طریق روی هم گذاشتن دو و دو برای بوجود آوردن چهار| و گاهی هم اشتباهآ پنج| بدست میآید حاصل استاندارد و سالم| هماهنگی هویت جنسی و نقش جنسی است هر چند صفات بیولوژیک حایز اهمیت است| عامل عمده در کسب نقش مناسب با جنس یاد گیری است| سندرم سازش عمومی سلیه محقق کانادایی| یک سندرم سازش با استرس های غیر اختصاصی را شرح می دهد که خود از آن به عنوان سندرم سازش عمومی نام برد این سندرم سه مرحله دارد 1 واکنش آژیر که خود دارای دو مرحله شوک و ضد شوک است| 2 مرحله مقاومت و 3 مرحله ضعف و نا توانی| زایندگی تکانه تولید مثل که در نژاد انسان عمو میت دارد زایندگی در درجه اول علاقه به بر قراری و هدایت نسل بیدی| ویا هر آنچه در مورد خاص بصورت هدف جذب کننده مسیولیت پدرانه یا مادرانه در می آید| می باشد اریک اریکسون| کودکی و جامعه| نیویورک| 1950 صفحه 231| علم وراثت| علم النسل شاخهای از زیست شناسی که با موضوع ارث در هر یک از جنبه های آن سرو کار دارد این اصطلاح رابینسون برای توصیف شباهت ها و تفاوت های ارگانیسم هایی که رابطه ارثی با هم دارند بکار برد علم وراثت در اوایل قرن بیستم شروع شده جزییات اعمال کروموزوم شناخته شده و وقتی قوانین مندل شهرت یافت چندین محقق در یافتند که ژن ها باید روی کروموزمها قرار گرفته باشند| ژنوتیپ| سنخ ارثی 1 سرشت ژنتیک هر ارگانیسم| ژنوتیپ شامل عوامل ارثی است که ممکن است بدون تظاهر در فنوتیپ فرد به نسل های بعدی منتقل شود این کاربرد| خصوصآ در مطالعه روانشناسی رشد| بطور تیپیک بر این مفهوم که ژنوتیپ مجموعه عوامل ارثی است که بر رشد شخص تآثیر می گذارد| تاکید می نماید 2 در نظریه شخصیتی لوین| مجموعه علل مسیول یک پدیده رفتاری این کاربرد به دلیل عدم محدودیت آن امروز کمتر مورد استفاده است| گشتالت درمانی شکلی از درمان است که بر اصول روانشناسی ادراک و پدیده شناسی استوار است بنابراین| گشتالت درمانی بر دنیای نمودی فرد و بر افکار و احساسات او| آنطور که در مکان و زمان بلا فصل او تجربه می شوند| تمرکز دارد و به تاریخچه توجه ای ندارد از این رو| در این شیوه درمانی به مسایلی نظیر این که فرد چگونه بدان حالت در آمده است| یا دلیل انجام کار هایش چه بوده است و یا فردا چه خواهد کرد و چه پیش خواهد آمد| توجهی نمی شود و مشکلات آگاهی و کل نفس در ارتباط خلاق با محیط مورد تآکید است معمولآ گشتالت درمانی به تمرکز درمانی هم مشهور است زیرا هدفش آن است که به فرد کمک کند که به تجربه اش از طریق آگهیش بیفزاید و به تجارب و تلاشهای ناکام کننده ای که این آگاهی را سد و متوقف می کنند واقف شوند| گلیا نوروگلی یا سلولهای گلیال اصطلاحات معادل برای طبقه ای از سلولهای غیر نورونی در سلسله اعصاب هستند در سلسله اعصاب مرکزی چهار نوع سلول گلیال وجود دارد که عبارتند از آستروسیت ها| اولیگوداندروسیت ها| اپاندیما و میگروگلی در سلسله اعصاب محیطی نیز دو نوع سلول گلیال وجود دارد که عبارتند از سلول های شوان و سلوس های قمری| بزرگ منشی| 1 زمینه| آنچه در یک تصویر شکل یا موضوع بر آن مسلط است تکلیف معیوب شکل زمینه در بیماران مبتلا به اختلال عضوی مغز شایع است| و در مقابل یک شکل زمینه معمولی همان سر در گمی را پیدا میکند که افراد بهنجار در وضعیت های دو پهلو گرفتار آن می گردند 2 پایه اقدام به عمل| توجیهی برای باور کردن| توهم| اید| نهاد فروید روان را به سه سیستم پویایی| عقاید انتساب| خطای حسی| ایلوزیون یکی از اختلالات درک است که در آن اشیای یا پدیده های واقعی بصورت متفاوت و تغییر یافته درک می شوند ایلیوزین لزوما دلیل پسیکوپاتولوژی نیست و در افراد بهنجار که نقصی در اعضای حسی دارند| همچنین بر طبق قوانین فیزیکی مثل شکست نور نیز دیده می شود مثال کلاسیکی از خطای حسی بصری شکسته و خمیده به نظر رسیدن قاشق در لیوان پر از آب است دکارت در این مورد گفته است چشم من آن را شکست و عقل من آن را ساخت| هوش هوش را می توان توانایی شخص برای تفکر و عملکرد منطقی و معقول نمود در کار بالینی| هوش با آزمون های توانایی برای حل مسایل و ساختن مفاهیم با استفاده از کلمات| ارقام| سایر نمادها| الگو و ابراز غیر کلامی سنجیده می شود| خلق| عامل| کنش گر 1 هر رفتاری که ارگانیسم ابراز می کند و بر چسب آثارش بر محیط قابل تشخیص است توجه کنید که ویژگی اساسی در این تعریف مفهوم تغییر یا اثر است که پاسخ بر محیط دارد بنابر این عامل عملا طبقه ای از پاسخ هاست که همه ی آن ها در یک اثر خاص مشترک هستند مثلا| موش در جعبه ی اسکینر ممکن است میله ای را با هر یک پنجه ها یا به کمک پوزه ی خود بفشارد| و همه ی این رفتارها را می توان کنش گر تلقی نمود فشار بر میله کنش گر ها بر خلاف پاسخ گر ها بدون شرایط تحریکی پیشایند خاص پدید می آیند وقتی یک کنش گر تحت کنترل محرک افتراقی در آمد| شرطی سازی عامل روی داده است 2 مربوط به| یا مشخص کننده ی پاسخی که این خصوصیات را نشان می دهد| اختلال تفکر|

ترجمه متن و مقالات تخصصی با 5% تخفیف

شما با استفاده از کد dic34 میتوانید از 5% تخفیف در ترجمه متون تخصصی بهره مند شوید.